تبليغاتX
تپه ابوذر

به نام خدا

پشت چراغ قرمز منتظر بودم که چشمم به بنر بالای یک مغازه مرغ فروشی افتاد که: این واحد صنفی به علت گران فروشی و تخلف....

خوشحال شدم و امیدوار که این نظارت ها فقط در تلویزیون دیده نمی شود و واقعا در سطح شهر هست. چراغ که سبز شد و حرکت کردم با خودم کمی فکر کردم و در ذهنم چرتکه انداختم دیدم که این بنده خدای مرغ فروش نهایت کاری که از گران فروشی اش کرده به اندازه آفتابه دزدیدنی بیشتر گیرش نیامده که آن هم جز ضرر چیزی عائدش نمی شود. چرا که با این فراوانی مغازه ها و رقابتی که در بازار هست کسی نمی تواند گران فروشی کند و اگر این کار را هم بکند به قیمت از دست دادن مشتریانش تمام می شود. بنابراین می توان این نتیجه را گرفت که اگرچه نمی توان منکر گران فروشی شد اما در صورت بودن هم نمی توان گران فروشان را به این شکل مخل بازار دانست.

اکنون می گوییم پس علت گرانی در بازار چیست؟ گرانی که صدای علما و مراجع را هم درآورد و امام جمعه تهران در نماز جمعه به آن اعتراض کرد. گرانی که دیگر نمی توان گفت توهم است و سیاسی کاری!!

به نظر شما مغازه داری  که امروز جنسی را می آورد قیمتش با دیروز کلی فرق کرده چه کسی مقصر است؟ آیا باید بر مغازه دار نظارت کرد یا بر تولید کننده و دلال؟؟

به راستی چرا در سیما هنوز ندیده ایم که مسئول نظارتی وارد یک واحد تولیدی شود و آن ها را مورد بازرسی قرار دهد؟

می دانیم که آفتابه دزد به بهشت نمی رود اما کسی شتر دزد ها را دیده و مقصر کرده است؟


برچسب‌ها: آفتابه دزد, گرانی, نظارت, دلال, واحدصنفی
+ نوشته شده توسط مصطفی سیاوشی در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 و ساعت 23:42 |

به نام خدا

در می‌زنند و پشت در آتش به پا شده‌‌ست          کوچه به درد ملتهبی مبتلا شده‌ست

در می‌زنند و شهر نفس هم نمی‌کشد               حجم سکوت ممتد بی‌منتها شده‌ست
 
در را شکسته‌اند و کسی ضجه می‌زند           بر روی شهر وقت نزول بلا شده‌ست
 
تکلیف یک کبوتر پهلو شکسته چیست؟         وقتی در آشیانه‌اش آتش به پا شده‌ست
 
نفرین به مردمان دغل کار روزگار                کز ظلمشان به آل پیمبر جفا شده‌ست
 
                                                                             ابراهیم قبله آرباطان

+ نوشته شده توسط مصطفی سیاوشی در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 و ساعت 23:5 |

به نام خدا

این پیامی است که انسان را آب می کند

 

ما که رفتیم،مادر پیری دارم و 1 زن و سه بچه قدو نیم قد، از دار دنیا چیزی ندارم جز یک پیام: قیامت یقه تان را میگیرم اگر ولی فقیه را تنها بگذارید.

( قسمتی از وصیتنامه شهید مجید محمدی)

برچسب‌ها: شهید, ولایت فقیه, دنیا
+ نوشته شده توسط مصطفی سیاوشی در پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 و ساعت 10:31 |

به نام خدا

ولادت حضرت امام حسن عسکری مبارک


برچسب‌ها: امام حسن عسکری, تبریک, حدیث, شوخی
+ نوشته شده توسط مصطفی سیاوشی در چهارشنبه دهم اسفند 1390 و ساعت 23:32 |

به نام خدا

در شب ولادت حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام)

ورود دوست و همکار و برادر عزیزم سید محمد علوی را به عرصه فرهنگی وبلاگ نویسی تبریک عرض می نمایم.

برای ورود به وبلاگ گلشن ولایت اینجا کلیک کرده و یا از پیوندها وارد شوید.

یا علی التماس دعا


برچسب‌ها: سیدمحدعلوی, تبریک, وبلاگ
+ نوشته شده توسط مصطفی سیاوشی در چهارشنبه دهم اسفند 1390 و ساعت 23:0 |

به نام خدا

پیش نوشت: در این نوشتار منظور از عرب عرب شرافت مند نیست که در بهار اسلامی برای سربلندی و عزت نفس، بیداری اسلامی را جان بخشید. بلکه منظور همان عربی که تبادر به ذهن می کند. همان سران احمق و بی عرضه کشورهای عربی.

 

"آمریکایی اسرائیلی عربی" عنوانی است که سید حسن نصرالله به توطئه دشمنان در منطقه وخصوصا سوریه داده است.

مثلث شوم ضد انسانی که بر ضد مردم مظلوم بحرین و سوریه عمل می کنند.

چه کنیم که آنها انسان نیستند تا محکومیت ها را بشنوند و به خاطر نامبرکشان بر بخورد.

اما هدف این جنایت ها چیست؟

مگر نه این است که آمریکا به دنبال منافع خود است و اسرائیل به دنبال ماندن و از بین نرفتن؟

راستی کشورهای عربی به دنبال چیستند؟؟

به راستی سران عرب از این نمد چه کلاهی گیرشان می آید که این گونه پول نفت را هزینه می کنند؟

برای چه؟؟

برای که؟؟

تمام افتخارشان این است که نامشان را در کنار آمریکا و اسرائیل می برند.

این که نشد افتخار!!

تو برای من پول خرج کن من همه جا نام تو را در کنار خود می برم!!

خبر دارید قطر رشوه داده تا حق وتوی روسیه در شورای امنیت بر علیه سوریه را بخرد؟

این نادانان فکر کرده اند با رشوه همه کار می شود کرد. میزبانی جام جهانی را این گونه گرفتند، خود را صاحب سبک تصور کرده و همه برنامه های دنیا را این گونه می خواهند.

اما قضیه پول خرج کردن عرب ها چیز دیگری است ورای افتخار در کنار جرثومه های فساد...

مگر نشنیدید نتانیاهو برای همه اعراب آرزوی مرگ کرد.

پس در پول خرج کردن ها افتخار همراهی هم نصیب این بی عرضه ها نشد...

نمی دانم به جز حماقت چه نامی را برای اعراب انتخاب کنم تا دلیل کارشان روشن شود...


برچسب‌ها: سران عرب, بیداری اسلامی, رشوه, سوریه, سیدحسن نصرالله
+ نوشته شده توسط مصطفی سیاوشی در یکشنبه سی ام بهمن 1390 و ساعت 15:21 |

به نام خدا

این انتهای کفر نیست

آغاز تفکر است

خداوند ما را آفرید

یا ما خداوند را؟؟!!

سلام خدمت خوانندگان محترم

لطفا نظرتان را راجع به مطلب بالا بنویسید و صحیح یا غلط بودن آن را تذکر بدهید./

متشکرم


برچسب‌ها: تفکر, خداوند, آفرینش
+ نوشته شده توسط مصطفی سیاوشی در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 و ساعت 0:30 |

به نام خدا

قسمت های اولیه شوق پرواز بود که به عشق شهید عزیز و محبوبم بابایی به تماشای این سریال نشستم که بعد از اتمام همان قسمت، تصمیم گرفتم به احترام شهید بابایی دیگر این سریال را تماشا نکنم.

از آن به بعد اگر جایی نقدی از شوق پرواز می دیدم می خواندم تا ببینم که نظر مردم و صاحب نظران در باره این سریال چیست؟ زیرا می دانم بعد از تمام شدنش صدا و سیما با بی اعتنایی به نظر مردم از شاهکار خودش تقدیر می کند!.

تا به حال آن چه از زبان نوشته ها و هم چنین دوستانم که این فیلم را می بینند شنیدم، فهمیدم  که این سریال درباره شهید بابایی اسطوره نیست بلکه بابایی دیگری است که دارند به نام او معرفی می کنند. حال هدفشان خوب جلوه دادن این بابایی است یا خرااب کردن آن بابایی؟ نمی دانم.

در قسمتی از تیزر تبلیغاتی این فیلم که از تلویزیون پخش شد دیدم که قهرمان این فیلم می گوید:" اول خدا و بعد پرواز" فهمیدم این که اول خدا گفته به خاطر این است که تلویزیون جمهوری اسلامی نشانش بدهند و الا این بابایی عشق فقط پرواز کجا و خدا؟!!

این بابایی اصلا به حجاب زن اعتقاد ندارد و از آن جایی که بعد انقلاب حجاب رسم شد مجبور شد زنش محجبه باشد و گرنه قبل انقلاب دیدید که زنش با چه لباس تنگ و بدن نما و قیافه آرایش کرده بیرون می رفت و.... غیرت مرد کجا بود؟؟

این بابایی به این مساله شرعی معتقد نیست که تراشیدن ریش حرام است ولی بعد انقلاب مجبور بود...

این بابایی امام خمینی را نمی شناسد و در نهضتش کاری نکرد بعد انقلاب بود که ...

این بابایی غیر پرواز هیچی نمی شناسد بعد انقلاب....

زبانم لال که این گونه بابایی عزیز را دارد توصیف می کند اما چه کنم هنرمندان بی تعهد ما هستند که برایشان تیپ زنها و... مهم است نه شناخت اسطوره ها.

بگذریم ... تمام شد و ساخته شد و پخش می شود و صدا و سیما تمام همتش را برای تقدیر از سازنده ها می گذارد اما...

خدای بابایی ها بزرگ است و اینان بابایی را اسطوره نکردند که بخواهند خرابش کنند و من هم این را فقط به عشق آن الگوی زندگیم نوشتم و می خواهم این بار من بگویم:

عباس جان عاشقانه ای سرودم تقدیم به تو......


برچسب‌ها: شهید بابایی, تلویزیون, حجاب
+ نوشته شده توسط مصطفی سیاوشی در چهارشنبه چهاردهم دی 1390 و ساعت 15:50 |

به نام خدا

جناب عزيزالله محمدي مي دانم كه شما نماز مي خوانيد. اصلا اين حرفي نيست كه كسي بخواهد در آن شك كند. همه مي دانيم كسي كه اهل نماز نباشد زندگي اي فراتر از زندگي حيواني ندارد. چون يقينا دور نماي زندگي اش هفتاد سال است و انسان براي هفتاد سال زندگي خلق نشده است. حال چگونه شما را كه وجهه اي ديني داريد و با نام سردار مي شناسيم بخواهيم از اين مقوله جدا كنيم.

اما شما امروزه بر مسندي تكيه زده ايد كه كه حداقل خودتان آن را ورزشي صرف نمي دانيد و اگر فرهنگي را از آن جدا كنيم هدف را از آن گرفته ايم.

ولي الآن در چند سالي كه شما آمده ايد برنامه بازي هاي فوتبال مخصوصا آن هايي كه از تلويزيون پخش مي شود دقيقا با اذان مغرب هم زمان است. اگر چه در سال هاي قبل به خاطر فوتبال اذان پخش نمي شد و به زير نويس كردن آن و التماس دعاي گزارش گر بسنده مي شد و امسال برنامه ريزي شده كه اذان بين دو نيمه باشد اما باز هم اثر خود را دارد.

امروز جواني كه هم مي خواهد نمازش را اول وقت در مسجد بخواند و هم علاقه به تماشاي فوتبال دارد بايد چه كند؟

جواني كه به ورزشگاه آمده اگر بخواهد نمازش اول وقت خوانده شود چه بايد بكند؟

چرا براي جوانان امروزي اگر بخواهيم مثال بزنيم كه شيطان اول وقت شما را وسوسه مي كند تا نمازتان را به تاخير بيندازيد براي مصداق شيطان بايد فوتبال را نام برد؟

نكند مي خواهيد براي حرفه اي نشان دادن خودتان و اين كه به اروپا نزديك شده ايد نمونه اش را بازي زير چراغ بدانيد؟ دقيقا عين حماقت عده اي كه مي خواهند از لحاظ پيشرفت خود را به غرب نزديك كنند بنا بر اين چادر ازسر زنانشان برداشتند!!!

اصلا جناب محمدي بيا فرضيه را عوض كنيم و من و تو مثل صدا و سيما نماز را براي پيرمردها بدانيم و جوان ها را از اين عمل دور بشماريم.

اما آيا در مملكت اسلامي زندگي نمي كنيم؟

آيا اين ضد فرهنگ نيست كه در هنگام اذان يقينا و مستقيما ببينيم عده اي مشغول به بازي و سرگرمي اند؟ و باعث اين هم شما باشيد؟

دين داشتن و نماز خواندن را امري شخصي تلقي مي كنيم ولي ما باعث شويم كه عده اي تظاهر به عملي ديگر آن هم به هنگام نماز باشيم... قطعا بايد در پيشگاه خداوند به خاطر مسئليت مان پاسخ گو باشيم.

+ نوشته شده توسط مصطفی سیاوشی در یکشنبه چهارم دی 1390 و ساعت 11:12 |

به نام خدا

همه ما به واجب بودن امر به معروف و نهی از منکر واقفیم و می دانیم که امروز این فریضه در جامعه ما کم کم فراموش می شود و قطعا بسیاری از مشکلات امروز ما هم به ترک این دو واجب بر می گردد.

از طرفی این ملت حسینی که برای عزای آن امام بزرگوار سنگ تمام می گزارند، می دانند که یکی از اهداف اصلی قیام امام حسین(علیه السلام) اصلاح دین جد بزرگوارشان بوده که این خود یعنی امر به معروف و نهی از منکر.

و چون این هدف در میان همین ملت عزادار رو به فراموشی است یا بهتر بگویم کمتر به آن عمل می کنند و عمل به ضرب المثل "موسی به دینش ..." برای آنها از هر آیه و روایتی متقن تر و محکم تر است(البته فقط و فقط به خاطر تنبلی و بی اهمیتی به دین)، مسئولان کشور تصمیم به راه اندازی ستادی با عنوان " ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر " نمودند تابلکه بتوان این مهم را در جامعه زنده نگهداشت. و چون دهه اول محرم را هم مناسب دیدند آن را به نام دهه امر به معروف و نهی از منکر نامیدند.

تا این جای کار حرکت مسئولین بسیار مبارک و خوب توصیف می شود اما در مملکت ما تئوریسین بسیار و مجری کم است.

نگاهی به عملکرد ستاد امر به معروف و نهی از منکر شهرتان کنید... نمی دانم شاید معدود شهرهایی باشند که برای خدا و به درستی به وظیفه شان عمل کنند اما اکثر شهر ها و ستادها را اگر بنگریم انصافا باید نام دهه اول محرم را برای آنها تغییر بدهیم به نام" احیاء ستاد امر به معروف..." نه ستاد احیاء!!!

چون این حضرات عضو ستاد در بین سال کسی از آنها چیزی نمی خواهد آنها هم وظیفه ای ندارند اما چون محرم و دهه آمده از آنها گزارش می خواهند پس جلسه پشت جلسه و حرف پشت حرف زده می شود تا بلکه در این زمینه کاری کرده باشند و... اما خروجی کار چیست؟

تقسیم بروشور در مورد امر به معروف و نهی از منکر در مصلی نماز جمعه و مساجد و نصب بنر با محتوای احادیثی با این مضامین و بعد... تمام تا سال بعد که دوباره این ستاد احیاء شود.

این که در جامعه آیا تاثیر گزار بوده و مردم به سمت این کار ترغیب شده اند وظیف کسی نیست چرا؟

چون در گزارش کار آنها لحاظ نمی شود. اما...

اما باید گزارش عملکرد این ستاد را ببینید که چقدر عریض و طویل است. طوری جلوه داده اند که دیگر شهرشان را یک مدینه فاضله کرده اند و...

روز قیامت هم انشاءالله به خداوند همین گزارش را خواهند داد.

 

+ نوشته شده توسط مصطفی سیاوشی در یکشنبه بیستم آذر 1390 و ساعت 19:32 |

به نام خدا

سخنی از مرحوم شریعتی معروف شده که:

امام حسین(ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود، افسوس به جای افکارش زخم‌هایش را نشان‌مان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.

سخنی است زیبا و به ظاهر پر معنا اما کمی با دقت به این سخن بنگریم و تبیین کنیم آیا این کلام تا چه حد صحیح می‌باشد؟

در این کلام رنج مرحوم شریعتی این است که چرا به جای افکار حسین زخم تنش را نشان می‌دهند؟

و بهانه دست عده ای خود فروخته داده تا مجالس عزای امام حسین را زیر سوال ببرند.

در چند بند باید به این پاسخ داده شود:

1. در میان منطقیون سخنی معروف است که اثبات شیء نفی ماعدا نمی‌کند. یعنی چه کسی گفته که در مجالس حسین فقط زخم تن نشان داده می‌شود؟ مگر نه این است که همه متولیان هیئت بر این نظرند که اگر در هیئتی تبیین راه حسین نشود آن هیئت ارزشی را که باید داشته باشد، ندارد؟

2. مگر سایر ائمه(علیهم السلام) افکار نداشتند که باید نشان داده شود، کسی که زخم تن آن‌ها را نشان نداده، پس چرا کسی معترض به این نشده که چرا افکار آن‌ها را نشانمان نمی‌دهد؟

3. این نشان دادن زخم تن حسین لطفی دارد که در جای دیگر پیدا نمی‌شود. چرا این قدر در میان روایات بر برپایی مراسم عزاداری محرم تاکید شده است؟ چرا برای گریه بر حسین این اندازه اجر و پاداش قرار داده شده است؟ آیا ائمه(علیهم السلام) نمی‌توانستند به مردم بگویند که دنبال افکار حسین بروید نه زخم تن حسین!؟ در حالی که تاکید آن‌ها بر برگزاری مراسم عزاداری بود. چرا؟ چون آن‌ها می‌دانستند که در این مراسمات می‌توان افکار حسین‌ را نشان داد. به این روایت ‌توجه فرمایید: همه اهل بیت کشتی نجات‌اند لکن کشتی حسین سریع‌تر انسان‌را به ساحل نزدیکتر می‌کند(خصائص الحسینیه ص 78) آیا گوینده این روایت نگاه به افکار حسین کرده و این مطلب را بیان کرده یا زخم تن حسین؟

اگر بگوییم اولی که قطعا در اشتباهیم چرا که ائمه «کلهم نور واحد» و در این زمینه هیچ تفاوتی بین آن‌ها نیست. لکن اگر سفینه حسین شتابان‌تر به مقصدالهی می‌رسد چون زخم تن حسین تاثیر بر دل‌ها دارد.

علامه جعفری چه زیبا فرمودند: حرکت کشتی نجات نیازی به دریا ندارد. این کشتی بر روی قطره اشکی مقدس که برای حسین ریخته می‌شود، می‌گذرد. اشکی که از اعماق دل برمی‌آید و جان را می‌شوراند و آن‌گاه، ره‌سپار پیشگاه اقدس خداوندی می‌شود.(امام حسین شهید فرهنگ، پیشرو انسانیت ص 11)

4. حضرت امام فرمودند این محرم و صفر است که اسلام را نگه داشته است...

نکته پایانی این‌که امروز این سخن مرحوم شریعتی در جامعه نمود بیشتری پیدا کرده و در قالب روشنفکر پسند، در حال تضعیف مجالس عزای امام حسین است. در حالی که این مجالس احیای امر اهل‌بیت است. مراقب باشیم نکند این ترفند دشمن باشد برای کم‌رنگ کردن پرچم سرخ حسین  و ما ندانسته و غافل پیغام‌رسان دشمن بیدار باشیم

+ نوشته شده توسط مصطفی سیاوشی در یکشنبه ششم آذر 1390 و ساعت 10:32 |

بنام خدا

-        سلام مادر! واسه آمار گيري مزاحم شدم، چند نفريد؟

سكوت مي كند و غرق در فكر مي شود. مي گويد:

-        ميشه خونه ما بمونه برا فردا؟

-        چرا؟؟

لبخند كم رنگي مي زند و مي گويد:

-        آخه شايد فردا از پسرم خبري برسه...

اين مطلب شايد زاييده ذهن نويسنده باشد اما چه قدر واقعي است...

شادي روح شهداي گمنام صلوات

+ نوشته شده توسط مصطفی سیاوشی در دوشنبه شانزدهم آبان 1390 و ساعت 12:2 |


Powered By
BLOGFA.COM


PageRank